X
تبلیغات
حسین 45

حسین 45

وبلاگی برای بار گذاری جملات زیبا همراه با عکسهای جالب

پســــــــ ثابتـــــــــــ

سلام و خوش اومدید به وبلاگم

این پست ثابت رو گذاشتم تا اگه نظری یا پیغامی برام دارید 

تو این پست بذارید 

البته اگه میخوایید بهتر مطالب رو ببینید با با انتخاب موضوعات که بخش بندی کردم 

فک کنم راحت تر باشید 

و یه چیز  خیلی مهم اونم اینکه خواهشا پیام خصوصی ندید 

پیام خصوصی = پیام عمومی


.

[ جمعه دهم شهریور 1391 ] [ 13:17 ] [ حسین ] [ ]


حـــــــــــــــــــــــــاجـــــــــــــــــــــــی

حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود ...

سرت را بالا بگیر...

به چه می اندیشی؟

از چه دلگیری؟ ... 
راستی حاجی ! قبلا ها یه عده ای میگفتند

شماها رفتید بجنگید که چه بشود؟

خودتان خواستید ،خودتان هم شهید شدید

آن وقتها جبهه میگرفتم و جوابشان را میدادم.

حالا خودمانیم حاجی،

بینی و بین الله رفتی که چه بشود؟

رفتی که آزادی داشته باشیم؟

رفتی که ماه محرمی هم پارتی بگیرند

و جشن های آنچنانی؟

رفتی که عده ای دختر و پسر به هم که میرسند

دست بدهند و اگر ندهند به هم بگویند عقب مانده ؟

حاجی جان ؛

جای پلاکت را این روزها زنجیرهای قطور گرفته !

جای شلوار خاکی ات را شلوارهای پاره پوره

و چاک چاک گرفته (که به زور پایشان نگهش میدارند)!

 

 

جای پیراهن ساده ی "مردانه ات" را

تی شرت های مارک دار گرفته

(بعضا آب رفته اند) !

پسرانمان زیر ابرو بر میدارند !

دخترمان ابرو تیغ میزنند !

اوضاعی شده دیدنی ... پارکها ، سینماها ،

پاساژها شده اند سالن مد ! و البته دوست یابی!

حاجی تو رفتی که خودت را پیدا کنی و خدایت را

اینها مانده اند و دارند خودشان را گم میکنند !

حاجی ؛ گلوله دست شما را زخم انداخت

و بعدها برد ، اینجا خودشان بر سر و صورت و

دست و بازویشان زخم و نقش می اندازند که

زیبا شوند ... !!! اینجا به کسی بگویی :

خواهرم ... هنوز بقیه حرف را نگفته شاکی میشود

که چرا شما بسیجی ها نمیگذارید راحت باشیم؟

ما آزادی میخواهیم ...چرا شماها نمیفهمید؟

اینجا اگر ماه رمضان به بعضیها گفتی ماه رمضان است،

حرمت نگه دارید.

تو را میکشند...به همین سادگی

اگر گفتی آقا مزاحم ناموس مردم نشو ،

تو را میکشند و کمترینش اینست که چشمت را کور کنند...

به همین سادگی

داغ بر دلم مانده ...

و من مات و مبهوت از این همه شجاعت

که تو لا اقل از ما انتظارش را داری و نداریمش !

اینجا پسری با تیپ آنچنانی هرچقدر هم که بی احترامی کند

به غیر و سر وصدا کند ،همه میخندند و میگویند چه بانمک !

اما پسری مذهبی که با صدای بلند صلوات بفرستد

بعد از نماز جماعت : بعضیها میگویند:

زهرمار ! داد نزن سرمون رفت !!!

دختری با مانتوی کوتاه و تنگ و آستینهای بالا زده شده

با قر و غمیش راه برود همه میگویند چه باکلاس!

اما دختری چادری که بخواهد از کنارشان رد شود میگویند :

صلواااااات : اللهم صل علی محمد و آل محمد

اینجا به خیلی چیزهایی که اعتقاد تو بود میخندند !

به ریش میخندند ...به چادر میخندند ... به لباس پیغمبر میخندند ...

راستی فرمانده ... این کتاب صورت هم عالمی دارد !

"فیس بوک" را میگویم

 

 


شرف و ناموس و اعتقاد بعضا پر !

عکسهایی در این فیس بوک از خود و خانوادشان میگذارند که آدم شرمش میشود نگاه کند

شما میگفتی "یاعلی" و زندگی میساختی

اینها عکس میگذارند ...خاطر خواه میشوند ...

زندگی شروع میشود آن هم با یک "لایک" ...

فردا هم طلاق!عجب پروسه ای!!!

این هم به نام آزادی !!! ...

این نظام را اعتقاد نگاه داشته...

به تو میگویند آزادی نداری ... راحت باش ...

زندگی کن!!! که دست از اعتقادت برداری

ما میگوییم بندگی کن و خوب زندگی کن ...

آنها میگویند زندگی کن ،آزاد باش ...

(هرزه بودن هنر است !)

خلاصه حاجی

جای ارزشها عوض شده ...دعایمان کن.

به خودم میگویم: به دلم :

بسوز ...آتش بگیر...

آتش بگیر تا که بفهمی چه میکشم

رنگ ها عوض شده ... حاجی دریاب ...

یا صاحب الزمان :

دلت خون است آقا ... می دانم اما ...!

[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 0:45 ] [ حسین ] [ ]


وادیه جملات

هرچه قضاوت آنها درباره من سخت بوده باشد، نمیدانند که من پیشتر خودم را سخت تر قضاوت کرده ام. آنها به من میخندند، نمیدانند که من بیشتر به آنها میخندم، من از خودم و از همه خواننده این مزخرفها بیزارم 

صادق هدایت / زنده به گور

.

.

.

از خودم بدم میآید، میخورم از خودم بدم میآید، راه میروم از خودم بدم میآید فکر میکنم از خودم بدم میآید ، چه سمج ! چه ترسناک !

صادق هدایت / زنده به گور

.

.

.

هيچ حقيقتي خارج از وجود خودمان نيست . در عشق اين مطلب بهتر
معلوم ميشود، چون هر كسي با قوه تصور خودش كس ديگر را دوست دارد و اين از قوه تصور خودش است كه كيف ميبرد نه از زني كه جلو اوست و گمان ميكند كه او را دوست دارد . آن زن تصور نهاني خودمان است، يك موهوم است كه با حقيقت خيلي فرق دارد


صادق هدایت / صورتکها

.

.

.

گرگ ها هرگز گریه نمیکنند!!

اما گاهی چنان عرصه زندگی برایشان تنگ میشود که

بر فراز بلندترین قله کوه میروند و دردناک تــرین زوزه ها را میکشند...

ارنستو چگوارا / گرگ ها

[ جمعه دوازدهم مهر 1392 ] [ 13:17 ] [ حسین ] [ ]


اس اسی دستا بالاااااا

حالا که همه ضدمونن از سازمان لیگ و فدراسیون گرفته تا نهاد هایی که باید کمک مالی کنن,ما هم خودمون هوای اس اس رو داری

استقلالی 5 هزار تومن چیزی ازت کم نمیکنه 

به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال، باشگاه استقلال در راستای مشارکت هواداران خود برای حضور قدرتمند تیم استقلال در تمامی عرصه‌ها، با همکاری همراه اول، سامانه کمک‌های هواداران استقلال را راه‌اندازی کرد. 

بر این اساس، هواداران استقلال می‌توانند از 2 طریق در حل مشکلات مالی تیم خود مشارکت داشته باشند. در روش اول، مشارکت از طریق پرداخت توسط قبض ماهیانه در سیم‌کارت‌های دائمی یا کسر اعتبار از سیم‌کارت‌های اعتباری همراه‌اول از طریق ارسال پیامک بدون متن به شماره 802020 انجام می‌گیرد. 


روش دوم اما پرداخت از طریق کارت اعتباری بانک است. بر این اساس، تمامی مشترکان اپراتورهای مختلف از جمله همراه‌اول، ایرانسل، رایتل و... می‌توانند با شماره‌گیری کد #9*720* و سپس انتخاب گزینه 2 که مربوط به باشگاه استقلال است به هر میزان که تمایل دارند، به باشگاه استقلال کمک مالی کنند. 


این مهم زیر نظر بانک پاسارگاد انجام می‌گیرد اما تمامی کارت‌های اعتباری بانک‌های مختلف، قابل استفاده در این سیستم خواهند بود. ضمن اینکه باشگاه استقلال، با انجام قرعه‌کشی نیز به تعدادی از شرکت‌کنندگان در این طرح‌ها جوایزی اهدا خواهد کرد. 


همچنین هواداران استقلال که تمایل به عضویت در باشگاه هواداری همراه اول باشگاه استقلال را دارند می‌توانند با ارسال پیامک بدون متن به شماره 8020 در این کلوپ عضو شوند. 

عضویت در این باشگاه هواداری با چندین مزیت برای مشترکان همراه اول همراه است که از جمله آنها، دریافت 15دقیقه مکالمه رایگان و همچنین 30 پیامک رایگان بعد از هر برد استقلال است که برای اعضای باشگاه هواداری فعال خواهد شد. 

مزیت بعدی، تنظیم سرود موج آبی به صورت رایگان برای آهنگ پیشواز تلفن همراه است و دیگر مزیت عضویت در این باشگاه هواداری، دریافت اخبار باشگاه از طریق پیام کوتاه است.

[ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 ] [ 19:52 ] [ حسین ] [ ]


ღღ تصاویر جالب ღღ





[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 2:26 ] [ حسین ] [ ]


ღღ پشت ماشینی ღღ

[ شنبه پنجم مرداد 1392 ] [ 0:51 ] [ حسین ] [ ]


ღღ -عاشقانه های 2 ღღ

سرتـــــ گـرم شــد ،

ســرم گــرم شــد

تــــو بــه او ، مـــــــن بــــــه تــــبـــــــ !


دوست داشتن تـــــو لياقت نمي خواهد؛

مثـــل نـــــخ کــردن ســــوزن

" اعصـــــــــــاب "
 مي خواهد...!


 'اسمم' را سنگي نگه ميدارد

  'خودم'  را گوري

و  'يادم' را … نميدانم!!!

لابد همين نوشته ها...

[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 19:51 ] [ حسین ] [ ]


استقلال قهرمـــــــــــــــــــــا قهرمان قهرمان

درود بر تمام استقلالی های عزیز .

کسب سومین جام رو به شما عزیزان تبریک می گم . به امید خدا و با امیر قلعه نویی و کمک مدیران باشگاه ، فصول جدیدی قراره در تاریخ باشگاه رقم بخوره ؛ به قولی ، ما استقلالیمو همیشه قهرمان ! 

پرسپولیسی ها هم بدونن  ؛ لیگ برنر جا نداره ، بالاخره یه تیمایی باید قربانی شن . :)))))))))))))


[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 15:14 ] [ حسین ] [ ]


ღღ چند تا عکس جالب ღღ

سرد ترین دستشویی دنیا :)))






نوشابه خانواده در برابر نوشابه خاندانی :))))))






ملوان زبل




........




[ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 ] [ 1:45 ] [ حسین ] [ ]


ღღ گفتنی ها کم نیست ღღ

رستنی ها کم نیست
من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!


گفتنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.


دیدنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم دیدیم،
بی‌سبب از پاییز
جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم.


چیدنی‌ها کم نیست،
من و تو کم چیدیم،
وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌،
بی‌سبب حتا پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم.


خواندنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم خواندیم،
من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد
با دهانی‌ بسته وا ماندیم


من و تو کم بودیم،
من و تو اما در میدان‌ها
اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم!

ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم!
ما به اندازه‌ی ما می‌روییم!


من و تو 
کم نه، که باید شب بی‌‌رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم!
من و تو
خم نه و درهم نه و کم هم نه، که می‌باید با هم باشیم!


من و تو حق داریم
در شب این جنبش نبض آدم باشیم!
من و تو حق داریم
که به اندازه‌ی ما هم شده با هم باشیم!


[ شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ] [ 11:13 ] [ حسین ] [ ]


ღღ نی نی های باحالღღ




[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 1:45 ] [ حسین ] [ ]


ღღ ضایعترین پروفایل های فیسبوکی ღღ

آخه دوسته خوبم یه وقتی صرف کن بند که می ندازی بعدش این پشم وپیلارم بزن که موضوع مشخص شه کدوم وری هستی.ما موندیم به چه چشمی نگاهت کنیم............


هدف از گرفتن عکس چیست؟

1-   به نمایش گذاشتن آل استارهای همسایه روبه رویی

2-  خوش تیپ بودن حتی با آل استار و شورتک گل منگولی

3-   نمایش دادن پشم و پیلی پاها به صورت غیر مستقیم

4- همه موارد


نمی دونم تبلیغ شورته...تبليغ موبره...تبليغ پودر چاقیه؟

حالا چیه خدا میدونه فقط اون و بکش بالا ســـــر جدت


خشم گودزیلا!!!!


باور کن من با وجود تو بود که به زیبايي جوجه تیغی پی بردم!


اینم پرویز دریایی شوهر پری دریایی


می‌خواستم بنویسم بدون شرح دلم نیومد..این اولی‌ از سمت چپ جنسش خیلی‌ توپ بوده  داشته آبرو هارو ور میداشته چرتش برده.جالب اینجاس که بدونید این عکس پرفایل اون عینکی مو خشکلس.من اگه بودم زیر این عکس مینوشتم اینجا تهران روز....!!

.

.

[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 16:15 ] [ حسین ] [ ]


ღღ عاشقانه ها ღღ

شاید یه کسی شبا برای اینکه خواب تورو ببینه

 به خدا التماس می کنه!!

 شاید یه کسی به محض دیدن تو دستاش یخ می کنه و تپش قلبش مرتب بیشتر می شه!!!

 مطمعن باش یه کسی شبا به خاطر تو ؛ 

تو دریایی از اشک می خوابه !!!! 

ولی تو اونو نمی بینی .... 

.

.


کدامیک از ما بدجنس تریم؟

من؟

که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟

یا تو؟

که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟

بدجنس!!

کدامیک بچه تریم؟

من؟

که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟

یا تو؟

که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟

کدامیک عاشق تریم؟

من؟

که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟

یا تو؟

که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می کند؟

کدامیک بازیگوش تریم؟

من؟

که دلم بازیچه بازی موهایت در نسیم هر لحظه به

شوق بوییدن زلفت می تپد؟

یا تو؟

که با هر کرشمه ات بیچاره دلم را به بازی گرفته ای؟


… ها؟! …کدامیک؟ 

.

.


درد تنهایـــــــــی کشیـــــــــــــــــــــد ن،


مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفـــــــــید،


شاهکاری میسازد به نامِ دیوانــــــــــگی...!


و من این شاهکــــارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خرید ام...


تو هر چه میخواهـــــــــی مـــــــرا بخوان....


دیوانـــــه، خود خــــواه،بی احساس.................

نمیــــفروشــــــــم​..!!!! 

.

.


خیلی وقته دلم تنگ شده واسه کسی که بهش بگم :

7 صبح اگه بیدار بودی بیدارم کن !

اگه رفتم پشت خطش قطع کنه و بگه : جونم ....

اگه باهاش قرار گذاشتم زودتر از من بیاد ،

یواشکی از تلفن خونه بزنگه بهم !

دوستاشو بپیچونه بخاطر من ....

منو با تنهاییام ؛ تنها نذاره !

خیلی وقته دلم تنگ شده ..

.

.

می نویسم که تو بخوانى، اما حیف !

دیگران عاشقانه هاى مرا می خوانند و یاد عشق خودشان می افتند !

و تو… حتى نگاه هم نمی کنى …!

[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 21:36 ] [ حسین ] [ ]


ღღ خخخخخخ ღღ

دخترا تو صف وایستید عجله هم نکنید به همتون شوهر میرسه :))



اخر و عاقبت پرنده های خشمگین :))

[ سه شنبه سوم بهمن 1391 ] [ 16:33 ] [ حسین ] [ ]


ღღ برای بهترینم ღღ

ایــن روزهــا ارومــم به لطف بودن بیشتر در کنار تو 


و سر به سر گذاشتن های تو 


و شوخــی های باحالت


حتی با گیر دادنات خوشم 


اگــه برای هیچ چیز از خدا ممنون نباشم برای داشتن تو تا اخر عمرم سپاسگزارشم


حتی فکر یه روز بی تو بودن رو هم نمیتونم بکنم


اره بهترینم اره مـــــادرم بدون تو من هم دیگه نیستم 


حیف الان خوابی و گرنه یه بوسه میزدم به دستــای مهربونت 



[ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ] [ 1:53 ] [ حسین ] [ ]


ღღ فرامرز دشواری :)) ღღ

اگه یه روزی دوشواری تو گوش من صدا کنه//

یک بشر بیاد چوبمو جابجا کنه//

به شهرداری میگم کاریش نباشه//

بزاره چوبم جابجا شه

:)))


[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ] [ 1:21 ] [ حسین ] [ ]


ღღ بانک سینا و حضرت موسی ღღ

روزی حضرت موسی (ع) برای گرفتن وامی به بانک سینا در خیابان آزادی تهران، مراجعه کردندی

رییس بانک گفتندی: وام نمیدهیم. موسی عصبی شدندی

و گفتندی که من پیامبر خدا هستندی و اگر وام ندهندندی، دهانتان را سرویس خواهم کردندی!


رییس بانگ گفتندی: هیچ غلطی نتوانندی بکنندی

در این هنگام موسی (ع) با عصای خویش شعبه را به دونیم کردندی و از وسط آن گذر کردندی و به بانک دیگری رفتندی.!!

[ سه شنبه نوزدهم دی 1391 ] [ 13:50 ] [ حسین ] [ ]


ღღ والا ღღ

مسئولین که پاسخگو نیستن 

آقایــــون حداقل شما پاسخگو باشین :))))))))))


فرق رانندگی اقایون و خانوم ها :))

[ سه شنبه نوزدهم دی 1391 ] [ 13:42 ] [ حسین ] [ ]


ღღ دستور زبان ღღ

از هــمـان ابـتـدا دروغ گــفـتنــد


مگــر نـگفتنـد کـه “مــن” و “تـــو” ، “مـــا” مي شويم؟!


پس چــرا حــالا “مـــن” ايـن قــدر تـنـهـاســت!


از کي “تـــو” ايـنـقــدر ســنـگ دل شد؟!


اصلا ايــن “او” را کــه بــازي داد؟!


که آمـد و “تـو” را بـا خــود بــرد و شـديـد “مـــا” !


مــي بـيـنـي؟؟


قـصـه ي عـشــقـمان


... فاتـحـه ي دسـتـور زبان را خـوانـده اسـت ..


[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 1:16 ] [ حسین ] [ ]


ღღ دموکراسی ღღ

امشب یهو دلــــــــــــم کودتا کرد...

تو رو می خواســـــــــــت..

.

.

.

.

.

.

.

ســَـرَم رو کردم زیر ِ بالشت

آروم به دلـــــــــــم گفتم

خــــــــــفه شو....

دوره دموکراسی گذشته.... می زنم لهـــــــــت میکنم!!!!!!!!


[ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 23:46 ] [ حسین ] [ ]


ღღ چند تا عکس باحال ღღ

مدیونی اگه بگی فتوشاپه 


چیه؟؟ همش برا خودمه 


خخخخخخخخخخخخ

[ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 18:8 ] [ حسین ] [ ]


ღღ نظرت چیه؟؟ ღღ

[ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ] [ 20:46 ] [ حسین ] [ ]


ღღ مرد ღღ

مرد از زن خیلی تنهاتره!

مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد،دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد!

مرد موهاش بلند نیست که توی بی کَـسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همۀ دنیا!

مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی شه!

مرد حتی دردهاشو اشک که نه،یه اخـمِ خشن میکنه و میچسبونه به پیشونیش!

یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت :

"میـــــــــــــم" ... مثلِ مـــــرد


[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 13:53 ] [ حسین ] [ ]


ღღ این روز ها ღღ

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... 

تظاهر به بی تفاوتی، 

تظاهر به بی خیـــــالی، 

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . 

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش


[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 3:33 ] [ حسین ] [ ]


ღღ یادش بخیر ღღ




[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 3:13 ] [ حسین ] [ ]


ღღ این ادمه اخه؟؟ ღღ

دختری که ساکن فلوریدای امریکا می باشد، ۵ صابون را در روز می خورد. دکترها به او هشدار دادند که این اعتیاد می تواند او را بکشد. اما این دختر ۱۹ ساله ادعا می کند که او به شدت به خوردن صابون و پودر لباسشویی اعتیاد دارد. وی می گوید: من اولین باری که دستم را به درون پودر لباسشویی کردم، مقداری از آن را بر روی زبانم گذاشتم که خیلی مزه ی شیرین و در عین حال نمکی داشت. من از همان موقع به پودر لباسشویی معتاد شدم.

این دختر ۱۹ ساله که دانشجوی پرستاری می باشد می گوید: من می دانستم که خوردن صابون خطرناک است اما این هشدار را مثل هشداری که بر روی بسته ی پودر لباسشویی می زنند نادیده گرفتم و از دقیقه ای که از خواب بیدار می شوم شروع به خوردن آنها می کنم.


[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 3:11 ] [ حسین ] [ ]


ღღ من ღღ

مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد

طعنه های دیگران است !

شاید اگر این " دیگران " نبودند ،

تو زودتر از اینها

برای من ، مـُرده بودی ... 



این روزها دلم اصرار دارد

فریاد بزند؛

اما . . .

من جلوی دهانش را می گیرم،

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!

این روزها من . . .

خدای سکوت شده ام؛

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،

خط خطی نشود . . .!!! 

[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 1:4 ] [ حسین ] [ ]


ღღ دلتنگ ღღ

من دلم می خواهد

ساعتی غرق درونم باشم!!


عاری از عاطفه ها

تهی از موج و سراب

دورتر از رفقا…

خالی از هرچه فراق!!


من نه عاشق هستم ؛

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من


من دلم تنگ خودم گشته و بس…! 



[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 0:57 ] [ حسین ] [ ]


ღღ ادم برفی ღღ

از تنهایی گریزی نیست . . بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند


 نمیخواهم کسی شال


گردن اضافی اش را دور گردن آدم برفی احساسم بیاندازد 



[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 0:54 ] [ حسین ] [ ]


ღღ این روزها ღღ

این روزها … 


یا به تو می اندیشم، 


یا به این می اندیشم، که چرا !؟ 


به تو می اندیشم ...!! 



.

[ جمعه هفدهم شهریور 1391 ] [ 20:59 ] [ حسین ] [ ]